|
درباره وبلاگ
![]()
به نام خدا . در این وبلاگ با موضوعات مختلف در مورد نهضت امام حسین علیه السلام در خدمت شما دوستان هستیم . برای دسترسی راحت به تمام موضوعات از طریق آرشیو موضوعی اقدام بفرمائید .
پيوندهاي روزانه
وبلاگهای عاشورائی
پشتیبانی
Powered By
BLOGFA.COM |
7ـ سعيد بن عبدالله حنفي سعيد از شهداي والامقام كربلا است. تاريخ، نخستين موضع گيري سياسي او را در ماجراي صلح امام حسن(عليه السلام) و معاويه به ثبت رسانيده است. او با اين كه نظر شخصي اش مخالفت با صلح بود، اما پس از گفت و گو و مشورت با امام حسين(عليه السلام) قرارداد صلح را پذيرفت[54]. سعيد يكي از شخصيت هاي ممتاز كوفه به حساب مي آمد. و در ميدان مبارزه مردي بسيار شجاع و دلير بود. با شروع نهضت حسيني(عليه السلام) سعيد فعالانه در آن شركت. او به همراه «هاني بن هاني سبيعي» آخرين نفراتي بودند، كه اهل كوفه به همراه نامه هايشان آنان را براي دعوت ابي عبدالله(عليه السلام)، به سوي ايشان فرستادند[55]. و به نقل برخي از مورخان، امام(عليه السلام) پاسخ نامه كوفيان را به وسيله سعيد ارسال نمود[56]. با ورود مسلم بن عقيل به كوفه، سعيد پيوسته و صادقانه در كنار او حضور داشت. در جلسه معروف اهل كوفه، كه «عابس» و «حبيب» به حمايت از مسلم سخن گفتند، سعيد نيز حمايت كامل و بي دريغ خود را از مسلم ابراز داشت[57]. به نوشته «سماوي» سعيد در مأموريتي از سوي مسلم، نامه اي را به محضر امام حسين(عليه السلام) رسانيد و پس از آن تا واقعه كربلا، پيوسته در خدمت امام(عليه السلام) بود[58]. شب عاشورا، هنگامي كه امام حسين(عليه السلام) به همراهانش اجازه بازگشت داد، سعيد با گفتاري حماسي و شورانگيز وفاداري خود را اين گونه ابراز داشت: «به خدا سوگند تو را وانگذاريم، تا خدا بداند كه ما در غياب پيامبرش، حق و حرمت او را درباره تو پاس داشته ايم. سوگند به خدا، اگر بدانم كه كشته مي شوم، سپس زنده مي گردم و آن گاه سوزانده شده، خاكسترم بر باد مي رود، و هفتاد بار با من چنين مي شود، از تو جدا نخواهم گشت تا پيش روي تو مرگ را ديدار كنم، و چگونه چنين نكنم؟ با اين كه اين [تنها] يك كشته شدن است و در پي آن كرامتي كه هرگز پايان نپذيرد»[59]. جان نثار راه نماز در ظهر عاشورا، و در آن گير و دار جنگ امام حسين(عليه السلام) و ياران باوفايشان تصميم گرفتند كه براي آخرين بار با خداي خود به راز و نياز بايستند و روح خويش را در آيينه نماز صفا دهند. از اين رو نيمي از ياران پشت سر امام حسين(عليه السلام) به نماز ايستادند و نيمي ديگر به دفاع و مبارزه ادامه دادند. همچنين حضرت به «زهير بن قين» و «سعيد بن عبدالله» فرمودند، كه پيش روي نمازگذاران بايستند و به حفاظت از آنان بپردازند تا آنان به اقامه نماز بپردازند. پس از اقامه نماز، كه جنگ شدت يافت، سعيد بن عبدالله همچنان براي پاسداري از وجود شريف امام حسين(عليه السلام) خود را در معرض تيرهاي دشمنان قرار مي داد تا آن كه بر اثر جراحات فراواني كه متحمل شده بود، توان خود را از دست داد و به روي زمين افتاد[60]، و در آن حال مي گفت: خدايا! لعنت كن اين جماعت را! لعنت قوم عاد و ثمود. اي پروردگار من! سلام مرا به پيغمبر(صلي الله عليه وآله) خود برسان و چگونگي زحمات و جراحاتي را كه من بر بدن پذيرا شدم. و تمام اين مشقات را در راه نصرت ذريّه پيغمبر تو بر جان خود خريدم به او ابلاغ كن. آن گاه روح بلندش به ملكوت اعلي پيوست. در حالي كه در بدن او به غير از ضربات شمشير و نيزه، سيزده چوبه تير وارد شده بود[61]. به گفته برخي از منابع، سعيد پيش از شهادت رو به امام حسين(عليه السلام) كرد و گفت: اي فرزند رسول خدا(صلي الله عليه وآله)! آيا به پيمانم وفا كردم؟ امام فرمود: آري، تو پيشاپيش من در بهشت خواهي بود[62]. 8ـ ابوالشعثاء كندي ابوالشعثاء، يزيد بن زياد مهاسر بن نعمان كندي، از اصحاب امام حسين(عليه السلام) و شهيدان كربلا است. در چگونگي پيوستن وي به كاروان حسيني ميان مورخان اختلاف است، برخي گفته اند: ابوالشعناء همراه عمر سعد از كوفه به كربلا آمد و آن گاه كه عمرسعد، پيشنهادهاي امام حسين(عليه السلام) را رد كرد، از لشكرش جدا شد و به سپاه امام حسين(عليه السلام) پيوست و با آن حضرت بود تا در ركابش به شهادت رسيد[63]. برخي ديگر آورده اند كه ابوالشعثاء از كوفه بيرون آمد و پيش از رسيدن سپاه حر به امام حسين(عليه السلام) در ميان راه به امام(عليه السلام) پيوست[64]. پس از مقاومت ابي عبدالله(عليه السلام) در برابر سپاه حرّ، كه قصد بردن وي به كوفه را داشتند، مردي مسلح و كمان به دوش، سوار بر اسبي اصيل، از سوي كوفه پديدار شد. همگي ايستادند و منتظر وي ماندند. سوار كه رسيد، به حر بن يزيد و يارانش سلام كرد ولي به امام حسين(عليه السلام) و يارانش سلام نكرد. آن گاه نامه ابن زياد را به حر داد، كه در آن چنين نوشته شده بود: وقتي كه فرستاده ام آمد و نامه را براي تو آورد، حسين را در صحرايي خشك فرود آور. به فرستاده ام فرمان داده ام كه از تو جدا نشود تا خبر اجراي فرمانم را برايم بياورد. والسلام. حر، پس از خواندن نامه گفت: اين نامه امير عبيدالله است كه به من فرمان داده، شما را در همان جا كه نامه به من مي رسد متوقف كنم و اين فرستاده اوست كه تا اجراي فرمان از من جدا نخواهد شد. از آن رو كه فرستاده عبيدالله نيز از قبيله كنده بود، ابوالشعثاء با نگاهي او را شناخت و به او بانگ زد: آيا تو «مالك بن نُسير بَدّي» نيستي؟ گفت: آري. ابوالشعثاء گفت: مادر به عزايت بشيند، چه خبري آورده اي؟ گفت: چيزي نياوردم جز آن كه از پيشوايم فرمان برده و به بيعتم وفا كرده ام!. ابوالشعثاء گفت: عصيان پروردگار را كردي و با اطاعت از پيشوايت، خود را به هلاكت افكندي و ننگ و عار و افتادن در آتش را به جان خريدي، خداي عز وجلّ مي فرمايد: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ»[65] و پيشواي تو چنين است[66]. ابوالشعثاء، مردي شريف، شجاع وبي باك بود، و در تيزاندازي مهارتي ويژه داشت. وي پس از وداع با امام حسين(عليه السلام) [67] به ميدان رفت و پس از جنگي دليرانه، زماني كه اسبش به وسيله سپاه عمر سعد پي شد، در كنار امام(عليه السلام) زانو زد و دشمن را با تيرهاي خود مورد اصابت قرار مي داد. در آن هنگام حضرت ابي عبدالله(عليه السلام) براي وي چنين دعا كردند: «اللهم سدّد رميته واجعل ثوابه الجنة» (خداوندا تيرش را به هدف بنشان و پاداش وي را بهشت قرار ده!). ابوالشعثاء پس از پرتاب صد تيري كه به همراه داشت، برخاست و گفت: جز پنج تيرم خطا نرفت بر من معلوم شد كه پنج نفر از نيروهاي دشمن را كشته ام. با پايان يافتن تيرها، ابوالشعثاء برخاست و شمشير كشيد و به دشمن حمله برد، در حالي كه اين رجز را مي خواند: انا يزيدُ وابي مهاصر ياربِّ اني للحسين ناصر اشجع من ليثٍ بغيلٍ خادر ولابن سعدٍ تاركُ وهاجر منم يزيد كه پدرم مهاصر بود، دليرتر از شير بيشه هستم خدايا! من ياور حسينم، و از ابن سعد دوري گزيده ام. ابوالشعثاء پس از كشتن نُه و به قولي هيجده يا نوزده تن و مجروح كردن شماري ديگر از سپاه دشمن به شهادت رسيد. درباره هنگام شهادت وي ميان مورخان اختلاف است، برخي وي را در شمار نخستين شهيدان[68] و برخي او را در زمره شهيدان مرحله دوم ماجراي كربلاي آورده اند.
|
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
قرآن و امام حسین (ع)
احادیث امام حسین (ع) سیره امام حسین (ع) اصحاب امام حسین (ع) کتاب درباره امام حسین (ع) مقالاتی پیرامون نهضت حسینی دانلــــــود مداحی و سینه زنی آرشيو مطالب
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by binolharamain.Blogfa.com